قهرمان ميرزا عين السلطنه
818
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خودش نوشته بود و خيلى اوقاتش تلخ شده بود . گفته بود محرمانه سختتر خواهم نوشت ، گه خورده غلط كرده . بعضى كاغذها نوشته انشاء الله صبح قاصد مىرود و زود خواهد رسيد . معتضد السلطنه عصر به نسم « * » رفت . محمد رضا ميرزا ديروز رسيد . سهشنبه 21 - صبح زود سوار شده بنه و صدراعظم از راه معمول اعليحضرت و حرم از گردنه و راه زانوس تشريف مىبرند . با فخر الملك مىرفتيم . گردنهء مفصلى بود . نايب ناظر هم رسيد . راه جنگل و گلهاى زياد خيلى مصفا بود . امروز مه بلند شده بود . الحمد لله روز رفتن تشريف آورد . محض بدرقه آمده . در بلده استقبال كرد . لابد بايد در منزل آخر مشايعت كند . درختهاى قوى جنگل را اغلب انداخته بودند . كوره زغال چندين جا بود . بالاى گردنه ايستاديم . شاه تشريف آورد . به حضرت و الا فرمودند حقيقت عقل كردى از اين راه آمدى . آدم عاقل از آن راه دنبال بنه نمىرود . خلق تنگى شاه ناهارخورى حرم را بالاى گردنه زده بودند . شاه آنجا تشريف بردند . اصرار داشتند كه هيچ كس معطل نشود . متصل با دست اشاره مىفرمودند كه برويد . آقادائى آبدار و آقا خان جلودار ماندند . مابقى تماما جاده را گرفته رفتند . خلق مبارك خيلى تنگ بود . مىگفتند از اول منزل فحش مىداد . تا عصر هم همينطور بود . معطلى در ناهارخورى محض رسيدن خانم باشى بود . خيلى محبوب القلوب واقع است . با كشيكچىباشى كه ناظم الدوله باشد پائينتر در چمنزارى ناهار افتاديم . مه زياد شد . هروقت باد مىآمد كم مىشد ، ساكت مىشد زياد مىشد . تماشا داشت . مثل دود رقيقى متصل مىآمد . پائين دره را سفيد كرده ، مثل دريا بلكه صد مراتب قشنگتر نمايان بود . همانطور نسيم او را به تموج آورده حقيقت تماشاى خوبى داشت . گردنهء بسيار بلند است . وضع لباس شاه - يك قلپ آب بعد از ناهار شاه زودتر سوار شدند . مىفرمودند من ديروز گفتم هوا مغشوش خواهد شد . امروز صبح يقين داشتم . از اطراف چيزها گفتند و تمجيدات از غيبگوئى شاه عرض كردند . پالتو پوشيده بودند . هنوز لباس سنجاب را درنياوردهاند . لب دريا كه خيلى گرم بود سنجاب پوشيده بودند . دستمال سفيدى از زير كلاه آويخته بودند . چتر هم تمام اوقات به دست مبارك است . طورى ملتفت هوا بودند كه تا آفتاب مىشد پالتو را بيرون مىآوردند و به محض آمدن مه يا نسيم خيلى جزئى مىپوشيدند ، قورى آب دست اعتماد حضرت [ بود ] و اقلا تا پائين گردنه سى مرتبه آب خوردند و بيش از يك قلپ زيادتر نمىخورند . هميشه آب خوردن شاه همينطور است .
--> ( * ) از آباديهاى ابتداى آب نورست و « نسن » گفته مىشود .